وب حسین

نوجوان رهبر

ارسال شده توسط حسین در تاریخ: ۰۸ آبان ۱۳۸۷

وب حسین

زمان : نه آنقدر نزدیک که درکش کرده باشم و نه آنقدر دور که اطرافیان، درکش نکرده باشند.

موضوع : عقل، عشق، اخلاص، امتحان، دفاع

شرکت کنندگان : فقط عاقلان، عاشقان، مخلصان و در کل، نورچشمی ها

سن : بدون محدودیت

هدف : لقاالله

امروز، سالروز شهادت حسین فهمیده است؛ بزرگی که نماینده همه هم سالان فهمیده خود، بود؛ همو که از کودکی در ذهنمان جا گرفت و با مهرش بزرگ شدیم؛ همو که رهبر کشور در برابر او تواضع می کند و او را رهبر می داند.

امروز فقط بهانه ای است، برای یادآوری؛ یادآوری حسین فهمیده ها، مهرداد عزیزاللهی ها، بهنام محمدی ها و بقیه ای که هدفشان و اخلاصشان ما را با خود می برد، اگر بخواهیم.

سئوال : چرا حسین فهمیده به جای اینکه نارنجک‌ها رو زیر تانک بیندازد، خودش رو زیر تانک انداخت؟

اول بگویم چرا او با این سن کمش در جبهه حاضر بود، در آن روزها تمام مقاومت در خرمشهر مردمی بود و هنوز انسجام جدی در نیروهای نظامی، به وجود نیامده بود؛ به همین دلیل این نوجوان فهمیده همراه بقیه نیروهای مردمی، تا آخرین توان به مبارزه می پردازد و در همین حال است که بعد از حمل همسنگر مجروحش “محمد رضا شمس” به عقب و بازگشت به سنگرش، مشاهده می کند که تانکهای عراقی (ظاهرا پنج تانک) به طرف رزمندگان هجوم آورده و اگر موفق می شدند، رزمندگان را مخاصره کنند، تعداد زیادی از افراد به شهادت می رسیدند. حسین فهمیده با درک شرایط به این نتیجه می رسد که باید، هر چه در توان دارد انجام دهد تا تانک ها را متوقف کند؛ به همین دلیل به سمت تانک پیشرو حرکت می کند تا با توقف آن، بقیه تانک ها را نیز متوقف کند.
در این حالت تیری به پای او اصابت کرده و امکان مانور را از او می گیرد؛ ولی او که موقعیت را حساس می بیند با هر زحمتی است به سمت تانک پیشرو، می رود و با کشیدن ضامن یکی از نارنجک ها و انفجار همه آن ها، شنی زیر تانک را نابود می کند، با این انفجار تانک مورد نظر متوقف می شود و بقیه نیروهای دشمن نیز، به تصور حمله از سوی ایرانی ها، دچار سردرگمی می شوند و این فرصت را به نیروهای خودی می دهد تا با استفاده از این موقعیت، بر دشمن غلبه کرده و بعد از مدتی با کمک نیروهای کمکی، که در این فرصت رسیدند، خط محاصره را بشکنند. با این عمل هوشمندانه، جان تعداد زیادی از نیروهای مقاوم، نجات پیدا می کند.

بررسی فنی تر :

به این نتیجه رسیدیم که باید به هر وسیله ای که بوده، تانک ها متوقف می شدند؛ با توجه به نبود آر.پی.جی که سلاح مخصوص این عمل است، تنها راهی که برای جلوگیری از محاصره و قتل عام رزمندگان می ماند، استفاده “حسین” از قوی ترین اسلحه ای است که دارد، یعنی نارنجک و چون مهماتش محدود است، باید بهترین استفاده را از آن ها بکند، پس تانک پیشرو را انتخاب می کند تا همه قوایش را روی آن به کار گیرد.

از طرفی نارنجک به زره تانک، اثر ندارد، تنها راه باقی مانده نقطه نسبتا ضعیف تانک، یعنی شنی آن است، برای این منظور باید تی.ان.تی همه نارنجک ها با هم منفجر شوند و در اثر موج انفجار (و نه ترکش نارنجک ها) شنی پاره شود؛ پس باید نارنجک ها، زیر تانک قرار بگیرند و پرتاب کردن آن ها فایده ای ندارد.

گذاشتن نارنجک ها زیر تانک، زمان بندی بسیار دقیقی می خواهد، زیرا عرض شنی تانک کمتر از ۷۰ سانتیمتر است و تانک هم در حال حرکت و باید به دقت در ناحیه آسیب پذیر تانک، قرار گیرد.
همچنین اجرای این عملیات، به چابکی زیادی نیاز دارد. اما همان طور که گفته شد، حسین لحظاتی قبل از اجرای این عمل، از ناحیه پا مجروح شده و دیگر نمی تواند، به سرعت حرکت کند؛ از طرفی می داند که برای جلوگیری از محاصره نیروهای خودی باید، این تانک را متوقف کند، و حاضر می شود برای نجات جان دیگران، تنها راه ممکن را انتخاب می کند و از خودش می گذرد.

به راستی که باید حسین واقعی را شناخت، فهمیده ای که به خاطر داغ بودن این کارها را نکرد؛ بلکه در تمام مراحل، با عقل تصمیم گرفت و با اخلاص، عمل کرد و به همین دلیل نامش و مهرش همشه با ما خواهد بود و به او  و همه رزمندگان، که با اخلاص و عقلانیت، جهاد کردند، افتخار خواهیم کرد.

.

.

.

شرکت کنندگان :  عاقلان، عاشقان، مخلصان



Share and Enjoy:
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google

۳۰ پاسخ برای "نوجوان رهبر"

1 | نوجوان

۸ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۰:۵۵ ق.ظ

نامه ی سرگشاده ی رئیس دفتر توسعه ی فعالیت های نوجوانان خطاب به دکتر مجید سرسنگی ، قائم مقام سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در اعتراض به کندی فعالیت های مرکز نوجوانان تهران و حذف برنامه های گرامیداشت هفته ی نوجوان که همزمان با روز ملی نوجوان منتشر شد.

برای اخد یادداشت به لینک http://www.nooni.ir مراجعه کنید.

2 | علی ودایع

۹ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۵۰ ق.ظ

بسم رب الشهدا
خوشا به حالشان که رفتند. دلم تنگ شده برای قطعه ۴۲ . دلم پر از گلایه است!

3 | خودتی

۹ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۰:۱۳ ق.ظ

عزیز من وقتی نارنجک منفجر میشود چهل تیکه میشود و به صورت ترکش به اطراف اصابت میکند. در ضمن امکان انفجار همه نارنجکها باهم وجود ندارد به دلیل اینکه حداقل باید سه نفر باشند تا بتوانند ضامن سه نارنجک را باهم بکشند.
در ثانی شنی تانک با ترکش نارنجک هیچوقت از کار نمیفتد. با قهرمان سازی چیزی درست نمیشود.
جنابعالی اگر بتوانی با چنین روشی یک تانکی را از کار بیندازی بنده خودم به نامت یک ۲۰۶ میکنم.

4 | مانیا

۹ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۰:۵۲ ق.ظ

من بعید میدونم اون واقعا انسان باشه اون از پیش خدا اومد و برگشت…

5 | محمد

۹ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۲۲ ب.ظ

سلام
اینکه این چنین به واکاوی ماجرای این شهید پرداختی بسیار خوب است.اما در ویژه نامه ای درباره حوادٍ خرمشهر یکی از رزمندگان ان روزها هم گفته بود که نارنجک فقط شنی تانک را زخمی می کند و اثری بر نقص آن ندارد. حتی معتقد بود این خبر اشتباهی رایج شذه است و ان روزها جنین اتفاقی نیفتاده است.
اما با دوستمان هم که می گوید با قهرمان سازی چیزی درست نمی شود هم مخالفم.اتفاقآ وقتی فردی به یک نماد تبدیل شود، ان هم نمادی از مقاومت یک ملت، باید مورد تجلیل باشد و ترویج شود.چرا که دیگر فرد نیست که از او حرف می زنیم آرمان ها قالبی انسانی گرفته اند و تجسد یافته اند.

6 | برنا

۹ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۲:۰۴ ب.ظ

آیا با از کار انداختن یک تانک بقیه هم از کار میفتادند؟ آیا نمی تونستن از کنارش رد بشن؟ آیا بقیه تانکها به زنجیر به تانک پیشرو وصل بودند؟ چرا اصرار دارین یک کار مسخره رو مهم جلوه بدین؟ خوب قبول کنین کارش مسخره بوده.

7 | ناصر

۹ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۴:۱۹ ب.ظ

اقایان عاقلی که هیچ چیز برای ایشان اهمیت ندارد این کار را مسخره می نامند راستی این آقایانی که متخصص امور جنگ شده اند و می گویند کار فهمیده مسخره بود و احمقانه بوده است چند بار و چقدر در عملیات جنگی شرکت داشته اند تا به حال در جنگ تانک و نفر شرکت داشته اند تا حالا در جنگی که در کوچه خیابان یک شهر انجام شده باشد شرکت داشته اند راستی آیا تا حالا فکرد کرده اید چرا شهید فهمیده چرا این کار را کرد نه چون شما نمی توانید بفهمید چرایی کار او را کسی که کار دفاع از شهر را مسخره می داند در حانه گرم خود نشسته و شنی تانک و هم زمانی انفجار نارنجک ها ر ا محاسبه می کند نمی تواند در جنگ شرکت داشته باشد آن هم جنگ از نزدیک درک آن برای ذهنیت اینان فوق سنگین است برای همین این را مسخره می دانند

8 | حسین

۹ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۴:۴۳ ب.ظ

سلام
تانک ها روی پل بوده اند(متقاسفانه عجله دارم وگرنه در اولین فرصت، لینک اصلی را با لینک این وبلاگ جایگزین می کنم) و با توقف تانک اول، بقیه هم . . .
تمام دیگر مراحل کارش هم چنانچه توضیح داده شد، با حساب و کتاب های عقلی می خواند و اصلا هدف این نوشته، بود که آیا می خواند یا نه؟
در حد معلومات توضیح داده شد؛ تا ارزش این فداکاری عقلانی و خالصانه بیشتر توضیح داده شود
موفق باشی، برنای محترم

9 | behzad

۹ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۴:۴۴ ب.ظ

همین که شجاعت داشته کافیه! اگر این آدم رو آمریکاییها داشتن هالیوود تا هالا ۱۰۰ فیلم ازش ساخته بود!
اما شما هم همین که بگید شجاعت داشته کافیه! چرا کاری میکنید که مساله مسخره به نظر بیاد؟
خوب مسلما شنی تانک با ۴ تا نارنجک از بین نمیره!چون تانک باید بتونه از روی میدون مین ضد نفر رد بشه و آسیب جدی نبینه!
اما این دلیل نیمشه که این پسر فداکاری نکرده باشه! همچین حرکتی مسلما باعث وحشت نیروی دشمن میشه!
با ناصر هم موافقم! شما اگر در آن موقعیت بودید جز فرار چکار میکردید؟فرار میکردید که روزی دیگر در تخت خوابتان بمیرید! پس خفه شید!

10 | behzad

۹ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۴:۵۰ ب.ظ

خدمت اون دوستی که میگه “در ضمن امکان انفجار همه نارنجکها باهم وجود ندارد..”عرض کنم که:
دانشمند!هر انگشتت رو در یک ضامن میندازی و میکشی!
از اون گذشته!اگر چند تا نارنجک یکجا باشند از انفجار یکی بقیه هم منفجر میشوند!

11 | بیطرف

۹ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۵:۲۶ ب.ظ

کار حسین مسخره بوده؟ خب آره دگه آخه حسین مثل آرنولد و اسپایدر من و هنکاک و سایر عزیزان فداکار قدرت نداشته تانکو با یه دست بلند کنه بندازه کنار. مجبور شده این کار مسخره رو کنه بیچاره!!!
خدااا نکنه زبونم لال باز جنگی پیش بیاد!!!ماشاالله جوونا پر از حس میهن پرستین!!!

12 | علیرضا

۹ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۶:۴۷ ب.ظ

های شما ها که این کار مسخره میدونید
حتما صبح تا شب هم وطن وطن میکنید و کوروش و داریوش به رخ می کشید
سربازهای واقعی کوروش و وطن و ایران این شهدا بودند شما فقط در حرف میهن دوستید ولی پای عمل …..

13 | ar.shafaii

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۰۱ ق.ظ

واقعا باید متاسف شد..که سمبلهای حماقت …به عنوان نمونه عقلانیت معرفی میشن…تاسف..!!

14 | Astm1834

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۰۲ ق.ظ

واقعا باید متاسف شد..که سمبلهای حماقت …به عنوان نمونه عقلانیت معرفی میشن…تاسف..!!

15 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۰۸ ق.ظ

احتمالا تعریفتان از عقل و حماقت فرق می کند یا در مورد متن اشکالی وارد می دانید؛ وگرنه کسی که این محاسبات عقلانی را می خواند، انجام دهنده آن را شجاع و معقول می داند؛
اگر حرفی دارید، بزنید و گرنه اتهام و توهین به دیگران، گوهر با ارزشی نیست که شما و همفکرانتان، آن را به رخ دیگران می کشید.

16 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۱۸ ق.ظ

خوشا به حالشون که شایستگی این کارها را پیدا کردند.

17 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۳۱ ق.ظ

شما درست می گویی، برای کشیدن همزمان سه ضامن، واقعا شاید به سه نفر احتیاج باشد و با انفجار نارنجک هم، ترکش های آن به اطراف پرتاب می شود و نه بقیه را منفجر می کند و نه شنی تانک را نابود می کند؛
بلکه خاصیتی از نارنجک، که در اینجا از آن کمک گرفته شد، موج انفجار نارنجک است که در برد کم (یعنی چسبیده به زیر تانک) هم توانایی تحریک تی.ان.تی بقیه نارنجک ها را دارد (با اینکار جور بقیه نیروهایی که وجود نداشتیند تا ضامن نارنجک ها همزمان کشیده شود، کشیده است و با تدبیر موفق شده است که آن ها را با هم منفجر کند) و هم با انفجار بقیه و استفاده از این موج بزرگتر انفجار، می توانسته شنی را پاره کند.
اتفاقا تا وقتی چنین قهرمان واقعی، (که هم اخلاص و هم عقل را با هم در واقعیت به کار برده اند داریم)، ما احتیاجی به قهرمان سازی نداریم.
واقعیت با ایدئولوژی صحیح همخوانی دارد.

18 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۳۴ ق.ظ

مطمئن باشید، ایشان هم انسان بودند و قابل تکرار
اتفاقا جزییات زندگی و خانواده ایشان هستند و این واقعیتی غیر قابل انکار است.
نحوه اعلام خبر و شاهد ماجرا را هم در خاطره زیر که از زبان مادر شهید است، می توانید ببیند.
یکی از همان روزهای سرد پاییزی، ساعت هشت صبح، رادیو برنامه های عادی اش را قطع کرد و خبر عملیات شهادت طلبانه یک دانش آموز سیزده ساله را پخش نمود. پشت آن، پیام حضرت امام را خواندند: «رهبر ما آن طفل سیزده ساله‌ای است که با قلب کوچک خود ـ که ارزشش از صدها زبان و قلم‌ ما بزرگتر است ـ با نارنجک، خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید»
حتی تلویزیون هم، شب همین خبر را اعلام کرد. همان موقع مادر حسین گفت: «به خدا این دانش آموز حسین بوده.» پدر باور نمی کرد اما مادر باز قسم می خورد. یکی ـ دو هفته بعد، برادر محمدرضا شمس به در خانه شهید حسین فهمیده رفت و کل ماجرا را برایشان تعریف کرد و به آنها قول داد تا تکه های باقیمانده از پیکر حسین را بازگرداند تا آن را دفن کنند.
بعدها هم محمدرضا شمس شهید شد و هم داوود فهمیده. آخر خود مادر حسین، در آذر ۵۹ گفته بود: «حاضرم در راه خدا این پسرم را هم بدهم.»

19 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۳۹ ق.ظ

سلام
لطف دارید، با حرف هایتان هم تا حد زیادی، موافقم؛ فقط با اجازه یک توضیح کوچک بدهم.
بله درست است، یک ترکش های یک نارنجک یا حتی موج انفجار آن آسیبی به شنی نمی رساند؛ زیرا این تانک باید، مین ها و موانع دیگری را هم رد کند؛ پس نباید به این سادگی از بین برود؛ اما اگر قدرت انفجار از یم حدی بالاتر برود (مثلا در اثر انفجار همزمان چند نارنجک) این احتمال وجود دارد.
از طرفی در مورد واقعیت خود ماجرا هم و شاهد آن، ماجرای زیر هم می تواند مفید باشد.
یکی از همان روزهای سرد پاییزی، ساعت هشت صبح، رادیو برنامه های عادی اش را قطع کرد و خبر عملیات شهادت طلبانه یک دانش آموز سیزده ساله را پخش نمود. پشت آن، پیام حضرت امام را خواندند: «رهبر ما آن طفل سیزده ساله‌ای است که با قلب کوچک خود ـ که ارزشش از صدها زبان و قلم‌ ما بزرگتر است ـ با نارنجک، خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید»
حتی تلویزیون هم، شب همین خبر را اعلام کرد. همان موقع مادر حسین گفت: «به خدا این دانش آموز حسین بوده.» پدر باور نمی کرد اما مادر باز قسم می خورد. یکی ـ دو هفته بعد، برادر محمدرضا شمس به در خانه شهید حسین فهمیده رفت و کل ماجرا را برایشان تعریف کرد و به آنها قول داد تا تکه های باقیمانده از پیکر حسین را بازگرداند تا آن را دفن کنند.
بعدها هم محمدرضا شمس شهید شد و هم داوود فهمیده. آخر خود مادر حسین، در آذر ۵۹ گفته بود: «حاضرم در راه خدا این پسرم را هم بدهم.»

20 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۴۸ ق.ظ

سلام
ناصر عزیز! متاسفانه مشکلی که این دوستان برای خودشان و دیگران درست کرده اند، این است که با تمام مشکلاتی که شما اشاره کردی و در جنگ وجود دارد، عمل فهمیده را می بینند و دلائل و تدبیر بالای او را در اینجا می خوانند و باز هم واقعیتی چنین آشکار را نادیده می گیرند، وای به حال واقعیت های دیگر
این رفتار، نه تنها به ضرر آن ها بلکه به ضرر همه افراد جامعه است.

21 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۵۱ ق.ظ

سلام
متاسفانه، ندیدن واقعیتی به این روشنی و سعی در ندیدن آن، حتی با تمسک به جملات مسخره و بیهوده، نشانه ای از نگرش غلط در طول زندگی است که موجب می شود، حتی این واقعیت روشن را ندیده بگیرند

22 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۵۲ ق.ظ

متشکر از جواب معقول و منطقی تان، دوست گرامی

23 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۵۵ ق.ظ

سلام
متاسفانه برای عده ای باور همین قهرمانان پوشالی راحت تر است.
و باور اینکه این هم وطن مخلص، با تدبیر و عقل چنین کاری کرده است، برایشان مشکل است؛ شاید چون با اندیشه و عقاید همچون افرادی ناآشنا هستند.

24 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۵۵ ق.ظ

سلام
بدجوری حرف دل خیلی ها را زدی

25 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱:۰۴ ق.ظ

حتمالا تعریفتان از عقل و حماقت فرق می کند یا در مورد متن اشکالی وارد می دانید؛ وگرنه کسی که این محاسبات عقلانی را می خواند، انجام دهنده آن را شجاع و معقول می داند؛
اگر حرفی دارید، بزنید و گرنه اتهام و توهین به دیگران، گوهر با ارزشی نیست که شما و همفکرانتان، آن را به رخ دیگران می کشید.

26 | شهید _ گلزار شهدای بهشت زهرا (س)

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱:۰۷ ب.ظ

با سلام
دوست گرامی ما اطلاعات موثقی داریم اما فعلا به دلایلی قادر به بیان آن نیستیم .انشالله در آینده ای نزدیک در رابطه با این موضوع مطالبی ارائه خواهد شد .

27 | Ali

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱:۵۵ ب.ظ

البته کاری که ایشون کرد تنها از یک انسان آزاد و عاشق بر میآد و اینکه در این سن کم چنین ایمانی داشته اند جای بسی تحیر و تحسین داره. و اینکه فضای متفاوت آن زمان رو با معیار و مکیال این زمان بسنجیم بی خردیست که هر زمان رو باید با توجه به مقتضیات همان زمان سنجید و این یک اصل علمیست. نکته ی ناگفته اینکه از این جوانمرد و کاری که کرد در حکومت اسلامی بسیار استفاده ها شد که البته ناپاکی و سالوس اینان از پاکی و عشقبازی او نمی کاهه. با آرزوی توفیق

28 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۶:۰۱ ب.ظ

سلام

انشا الله این آینده نزدیک، زودتر فرا برسد
من را هم بی خبر نگذارید.
یا علی

29 | حسین

۱۰ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۶:۰۷ ب.ظ

سلام
از دیدگاه خوب شما ممنونالبته متاسفانه در آن زمان هم، عده ای همین دیدگاه سخره آمیز و نایده گرفتن چنین افرادی را داشته اند و مختص به زمان فعلی نمی شود.
با دلیل هایی که بی شباهت به بهانه های امروزی، نیست از فداکاری شانه خالی می کرده اند و دیگران را هم نیز به آن تشویق می کردند.و همچنین در مورد اینکه متاسفانه شاید عده ای از او سواستفاده کرده باشند؛ ولی نباید فراموش کرد که عده ای هم به درستی او را معرفی کردند و جوانان و نوجوانان زیادی که با الگو قرار دادن او، کارهای بزرگی انجام داده اند و می دهند و ان شاالله در آینده هم انجام خواهند داد؛ ثمره همین کار درست آن ها است.

30 | گلزار شهدا

۱۲ آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۰:۴۷ ق.ظ

با سلام
برادر گرامی از آنجایی که این وبلاگ مستقیما از گلزار شهدای بهشت زهرا (س) بروزرسانی می شود و اطلاعات در حد جامع و وسیع در دسترس ما می باشدو لااقل سندیت مطالب برای ما آشکار است . شما می توانید از مطالب این وبلاگ استفاده نمایید . اما راجع به حسین فهمیده حقیقت همان چیزی است که بیان شده در رابطه با حسین فهمیده مطلبی در سال گذشته نوشته شده بود البته کاستی هایی هم دارد اما اجازه ورود و درج مطالب حساس به ما داده نشده است . اما انشالله در آینده مطلبی نوشته خواد شد .یکی از شهدایی که بسیار مورد توجه زائرین گلزار شهدا می باشد شهید پلارک می باشد بهتر است مطلبی که نوشته ایم را مطالعه بفرمایید .در ضمن وبلاگ دیگری که توسط این مجموعه به روز رسانی می شود وبلاگ بهشت خوبان است برای بهره برداری می توانید نگاهی به این وبلاگ بیاندازید.www.beheshte-khoban.blogfa.com
ومن الله التوفیق

نوشتن نظر


  • حسین: پستی در ابن باره نوشتم به امید رهایی فلسطینینان و همه جهانیان از دست این پلیدها
  • حسین: سلام ممنون از محبتتان ببخشید که دیر شد. زحمت کشیدید یا علی
  • حسین: سلام ممنون از محبتتان ببخشید که دیر شد. زحمت کشیدید یا علی
11 سپتامبر، واقعیت، آمریکا، حقیقت، آمار، تلفات، قربانیان، افغانستان 15 شعبان، امام زمان، مطالعه، مطهری، سرود، آهنگ، مهدویت، آمریکا، تظاهرات، معترض، ضد جنگ، سرکوب، حقوق بشر آمریکا، منافقین، غرب، تروریست، دروغ، فریب، تروریست، رفت آیت الله طالقانی، جمهوری اسلامی، امام خمینی، نهضت آزادی، جبه ملی، مصادره احسان حدادی، المپیک، چین، پکن، گریه، مصدوم، ناکامی، ایر افزودن برچسب تازه المپیک، چین، ایران ، مدال ، سیاسی ، موفقیت، اجمدی نژاد امام حسن، مجتبی، تولد، میلاد، هدیه، حدیث، جوانمردی،مروت اوستیا، نژاد، ایران ، مسلمان ، جنگ ، مردم ایران ، آمریکا ، مذاکرات ژنو ، مهلت ، ضرب الاجل ، دو هف ایران ، آمریکا ، مکزیک ، قاچاقچی ، بهانه ایران ، آمریکا ، هسته ای ، مذاکرات ، برنز ایران، البرادعی، گزارش، پرونده هسته ای، هاينونن، برنامه موشکی، سخنگو،فلمينگ،ديلي تلگراف ایران، ایرانیان، دانشمند، شبیه سازی، کیهانی، عبیده جعفری، سرن، فیزیک ایران، رکورد، استرس، سلامت، مصدوم ایران، فلسطین، صهیونیزم، روز قدس، چرا صهیونیزم مسئله ما است،چرا فلسطین مسئله ما است،اسلام، مسلمانان، انسان بلاگها ، ترجمه، تابلوی گفتمان، وردپرس، آی تی، افزونه، ا بلاگ ها، وب حسین، سعید، جابر، مسعود بیگ بنگ تحصیلات، دانشگاه ، بی رویه ، شغل ، جامعه ، مدرک گرایی ، جاسوسی، شورای امنیت، غرب، آمریکا جوان، کمک، صدقه، معتبر، بی تفاوت، معلول، نیازمند حسین رضازاده ، خداحافظ ، دوست داریم ، حمید سوریان ، المپیک، مدال، چین، کشیت، فرنگی، باخت، خوش دفاع مقدس، مردم، ایران، صدام، آمریکا، غرب، سلاح کشتار جمعی، مواد شیمیایی روحیه، ورزش، ساعی، اعتماد به نفس، ایران، جامعه، نا امید روز جوان، علی اکبر، جوان، سفارس، مشکل، ایران، کشور، آین سعادت سو استفاده، صدا و سیما، تدفین، استاد،مصادره سیزده، گزارش، البرادعی، ایران، پرونده، هسته ای، آمرکیا، غرب، رسانه، انحراف، فضاسازی، تخریب، دروغ عراق، بی گناه، بن لادن، سیا، مسلمانان، کتاب دروغ بزرگ، دانلود، دروغ فارسی ، آلان ، قوم فلسطین ، سرائیل ، جنایت ، محمد الدوره ، صهیونیست ، تلوی فیزیک، آغاز خلقت، شبیه سازی، انفجار بزرگ، کیهانی قانونمندی ، ایران ، هلند ، دین ، اسلام ، س.کولار قوانیین غرب، یونیفل، لبنان، رسانه آمریکا، حزب الله مدرسه، روز میانی، مهر، کودکی، جوانی،فرصت، سال اولی منافقین ، انگلستان ، خانواده منافقین ، تجمع ، سفارت ، ت نارضایتی ، توسعه ، عقب ماندگی نیویورک، برج های دوقلو والیبال نشسته، رجبی، پرتاب نیزه، معلولین و جانبازان، وزنه برداری، پارالمپیک،محمدرضا میرزایی جابری، المپیک، ایرانی، می تواند، پشتکار، روحیه، برنامه ریزی، مدال، موفقیت کودتا، آمار، آمریکا، ایران، بیشترین، کلمه، کمترین گزارش، البرادعی، ایران، آمریکا، دروغ، فعالیت موشکی،اسناد،ادعایی، جاسوسی،شهاب،مدالیته،
Powered by  MyPagerank.Net

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/eghlim/ghazeh-medium.jpg

http://irapic.com/thumbs/1229251184.jpg

مرجع